آپارات اسپورت یکی از سرویس های آنلاین ارزشمندی بود که در این سالها توسط محمد جواد شکوری راه اندازی شده بود و صداوسیما را به چالش جدی ارایه خدمات حرفه ای در فناوری پخش تصویر آنلاین کشیده بود.
به گزارش سرویس ویژه واندا اسپورت فعالیت آپارات اسپورت در زیر چتر گسترده پلت فرم آپارات و بینندگان میلیونی آن آرام آرام ضریب نفوذ و بینندگان خودش را به دست آورده و در میان قشر نوگرای جوان جای خود را باز کرده بود و می توانست نخستین تجربه موفق برای تعریف فنی و تکنیکی حق پخش با توجه به توانایی و فناوری های نوین برای ورزش ایران به ویژه فوتبال باشد.
این ریشه دواندن در عمق جامعه و ضریب نفوذ بالای ورزشی، متولیان صداوسیما را در وضعیت بسیار بدی قرار داد و به همین دلیل بود که جنگ با آپارات را از 9 سال پیش آغاز کرده و برای پخش زنده شبکه های صداوسیما و پس از آن شکایت در مورد محتوای ورزشی دنبال بهانه و دلیلی برای پایین کشیدن کرکره کسب و کار این پلت فرم بودند.
ناکامی صداوسیما برای بستن آپارات یا تصاحب آن در حال کامل شدن بود که بازهم سر و کله چهره دوگانه سوز تلویزیون و فوتبال پیدا شد، آپارات اسپورت یا در اثر جاه طلبی یا بالا بردن ضریب نفوذ که هر دو در مسیر یک تله خاص طراحی شده بود با عادل فردوسی پور وارد همکاری رسانه ای مشترک شد.
این زمان از حیث اعتبار و کم رمقی تولید محتوای اینترنتی چالش جدی برای فردوسی پور شده بود و اگر اشتباه آپارات اسپورت نبود، فردوسی پور نه تنها برای جایگاه سازی برند خودش در اینترنت به موفقیتی دست پیدا نکرده بود، بدتر این که در رقابت با شرکای پخش تصویر آنلاین صداوسیما فرصتی برای دیده شدن پیدا نکرده و باید میدان را به رقبا می سپرد.
این ناتوانی بیشتر به این نکته مهم باز می گشت که او در طول سالهای کار خود مخاطب سنتی و رسانه انحصاری داشت که با قدرت آنتن زنده حتی از رفتن کارشناسان برنامه خودش به دیگر برنامه ها و شبکه ها جلوگیری می کرد، ولی با آمدن در کف بازار جذب مخاطب و اینترنت، درون دیگ جوشانی افتاده بود که با توصیه، فامیل بازی و رانت فرصت و موقعیت رسانه ای ایجاد نمی شد.
این گونه بود که آخرین فرمول موج سواری بر بستر آپارات و دیده شدن با پخش زنده فوتبال و گزارش را به کار بست، نکته ای که نشان می داد عادل برای بازگشت به برند قبلی خود نیازمند فعالیت کلاسیک است و در دنیای مدرن تولید محتوای اینترنتی از صدها هزار اینفولئنسر ورزشی و فعالان در شبکه های اجتماعی ضعیف تر است.
تبلیغات گسترده پخش فوتبال با صدای فلانی در کوتاه مدت آپارات اسپورت را بالا برد و به اوج شهرت و توجه رساند، حتی ممنوعیت نمایشی این همکاری هم به نفع آپارات اسپورت تمام شد ولی این پروژه مشترک با رونمایی از خدمات پخش زنده سایت 360 و تبلیغات گسترده آن با ضریب نفوذ آپارات در اینترنت ایران به نفع فردوسی پور شد.
اشتباه بزرگی که شکوری با همه تجربه هایش کرد این بود که به جای تولید برند برای پلت فرم خودش به توصیه، راهکار یا جاه طلبی، خام فردوسی پور و نی لبک کرمانی او شد و پس از مدتی با حکم قضایی محکومیت آپارات اسپورت به درون سبد ممنوعیت فعالیت انداخته شد.
آپارات اسپورت به بهانه پخش تصاویر ورزشی که سازمان صداوسیما خواهان آن بود تعطیل شد، در حالی شرکای خصولتی این سازمان در دو مجموعه موازی در حال پخش زنده و پارو کردن پول از تبلیغات و مخاطبان بودند، ولی فقط آپارات اسپورت توقیف شد و یک سوال بزرگ باقی ماند.
چرا 360 مورد شکایت صداوسیما قرار نگرفت و همچنان در حال فعالیت است؟

چرا آپارات اسپورت باید تعطیل شود ولی در عوض سایت 360 با همان سبک، شیوه و مسیر به پخش زنده های فوتبالی و برنامه های تلویزیونی ادامه می دهد؟
آیا قانون برای آپارت اسپورت و سایت 360 فرق دارد، یا صداوسیما با استاندارد دوگانه رفقای قدیمی و شرکای جدید، راه رقبای احتمالی در بخش خصوصی را می بندد؟
شاید باید به اشاره علی اصغر پورمحمدی مدیر پیشین شبکه 3 در مورد خویشاوندی با خانواده مادری فردوسی پور در برنامه اینترنتی قاف {اکبر نبوی} بیشتر دقت کرد تا دلیل و مسیر رانت و شهرت رسانه ای او یک بار دیگر برای جامعه روشن شود.
کسی که این روزها دوباره نقش معترض و شایسته دور از میدان را با تم دلواپس سازی در فوتبال آغاز کرده، چطور در مورد آپارات اسپورت و حقی که این پلت فرم به گردن وی دارد سکوت اختیار کرده است، اگر جرات آپارات اسپورت برای گزارشگری او نبود، فرصتی برای او فراهم می شد؟
شاید لازم باشد فردوسی پور در آغاز دهه پنجاهم زندگی اش در مورد واقعیت ها صحبت کند، مانند این که سود نبودن آپارات اسپورت برای سایت خودش چه نفعی دارد؟
شاید بهتر باشد برای سکوت 15 ساله خودش در مورد حق پخش تلویزیونی فوتبال و حق باشگاه ها بیشتر توضیح دهد؟
شاید بهتر باشد خویشاوند علی اصغر پورمحمدی به این سوال پاسخ دهد که اگر رانت خاص و حمایت فامیل پر طمطراق کرمانی او نبود، رنگ تولید برنامه نود و یا پیش از آن نشستن بر صندلی کناری جمشید گرگین برای گزارش تنیس جام دیویس در دهه 70 خورشیدی یا ورود به قلعه نفوذ ناپذیر گلخانه را به خواب می دید؟
شاید بهتر باشد، فردوسی پور این روزها پیش از اجرای شو و پرونده های پر سر و صدا برای دیده شدن، یاد حرف های محسن قهرمانی و سکوت خودش در مورد پرونده های خاص افتاده و امروز با توصیه و سفارش برای معرکه گیری در فوتبال برای حواس پرتی جامعه روی فراموشی مخاطب و قیقاچ رفتن خودش در حوادث اجتماعی حساب باز نکند.



