هاشمی طبا: انتخابات فدراسیون فوتبال باطل است

از شرایط امروز ورزش کشور شروع کنیم. شما به عنوان کسی که در بالاترین سطح مدیریت کردید و جزو منتقدان جدی مدیریت ورزش کشور شناخته می‌شوید و به طور کلی هم انتقاد‌های شما بدون جناح‌بندی در دولت‌های مختلف بوده تا رنگ و بوی سیاسی و جناحی نداشته باشد، شرایط امروز ورزش کشور را چطور می‌بینید؟

خوشبختانه ورزش اصولاً دست مردم، ورزشکاران و بدنه آن است. شاید خیلی تصمیمات در سطوح مدیریتی خیلی تأثیرگذار نباشد، اما اگر تصمیمات خوب گرفته شود و روش و منش خوبی در کشور باشد، می‌توان تأثیر مثبت و خوب بگذارد. چند مسئله در کشور ماست؛ مثلاً می‌گویند فدراسیون‌ها مستقل هستند و وزارتخانه حالا چه در یک تیم فوتبال باشد یا مثلاً در یک فدراسیون مثل ژیمناستیک، حق دخالت ندارد. درست است که فدراسیون‌ها در اساسنامه مستقل هستند، اما وزارت ورزش که می‌تواند ارشاد و اعمال نظر کند. شاید حالا سیاست‌گذاری هم وظیفه خود فدراسیون‌ها باشد، اما وزارتخانه می‌تواند در مقابل تصمیمات غلط اعلام نظر کند. مثلاً اگر وزارت ورزش در مقابل و عمل یک فدراسیون، نقدی داشته باشد، مبنی بر ضعیف شدن فدراسیون نیست که بگویند دخالت می‌کنید. ضمن اینکه وزارت ورزش کمک مالی به فدراسیون‌ها می‌کند و می‌تواند شرایطی بگذارد که اگر فدراسیون‌ها عدول کردند، شرط برخورد داشته باشد.

متأسفانه وزارت ورزش اکنون از کارشناسان خالی شده و بسیاری از آنها بازنشسته شده‌اند و بدنه وزارت ورزش قوی نیست. به نظرم الان [وزارت ورزش] به درستی برخورد نمی‌کند و وظیفه ارشاد، هدایت و راهنمایی دارد که انجام نمی‌شود. از طرفی معتقدم که کمیته ملی المپیک ما هم راه خودش را گم کرده است؛ کمیته ملی المپیک باید از نظر علمی ورزشکاران را تحت نظر قرار دهد تا آنها را برای بازی‌های آسیایی و المپیک انتخاب کند. در هر دو مورد (وزارت ورزش و کمیته ملی المیپک) جای کار دارد.

با توضیح ابتدایی شما می‌توان گفت که ورزش کشور مسیر خودش را گم کرده یا دچار یک رها شدگی است؟

رها شدگی که دارد، اما نمی‌توان گفت مسیر خودش را گم کرده؛ بالاخره فدراسیون‌ها کار خودشان را انجام می‌دهند، مسابقات لیگ و خارج از کشور برگزار می‌شود و ورزشکاران‌مان در میدان‌های مختلف موفقیت‌های خوبی دارند، اما بحث این است که باید به همین بسنده کنیم یا می‌شود از راه‌های مختلف کمک کرد تا سطح ورزش، نوع ورزش کردن یا نوع اعزام ورزشکاران را بهتر کرد؟ مثلاً موضوعی که اخیراً درباره تیم دوومیدانی ما [بازداشت چهار عضو تیم ملی در کره جنوبی] اتفاق افتاد، پیش نیاید. از طرفی می‌بینیم که تعدادی از فدراسیون‌های ما توسط سرپرست‌ها اداره می‌شود، اما باید پیش از پایان دوره یک رئیس فدراسیون، رئیس بعدی انتخاب شود. بعضی‌ها می‌گویند مگر می‌شود رئیس یک فدراسیون خودش هم انتخابات برگزار کند؟ بله، ما در خصوص رئیس جمهور این قانون را داریم که وقتی رئیس جمهور حاضر است، انتخابات برگزار می‌شود و خودش هم می‌تواند کاندیدا باشد و هرکسی هم که می‌خواهد انتخابات شود.

بله، صرفاً یک محدودیت قانونی وجود دارد که رئیس جمهور بیش از دو دوره نمی‌تواند انتخاب شود که یک چنین قوانینی برای برخی فدراسیون‌ها نیز وجود دارد.

بله، برای فدراسیون‌ها هم چنین قوانینی وجود دارد؛ بنابراین به نظر من جای کار بیشتری در این زمینه وجود دارد.

البته درباره گم کردن مسیر، بازگشت به صحبت‌های ابتدایی شما بود که وزارت ورزش خالی از کارشناس شده و کمیته ملی المپیک هم کار فنی و علمی انجام نمی‌دهد. آیا این معنای گم کردن مسیر نمی‌دهد؟

بله، وزارت ورزش یا کمیته ملی المپیک، فقط عوامل پشتیبان نیستند که فقط پول بدهند. وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک، باید مدیریت فنی هم انجام دهند. یعنی باید از آنچه در ورزش کشور می‌گذرد، درک فنی داشته باشند و از راه‌های مختلف همه را از نظر فنی راهنمایی کنند. زمانی که ما در سازمان تربیت بدنی بودیم، پنج برنامه را به طور سراسری در کل کشور اجرایی کردیم که یکی از آنها آموزش سراسری همه مربیان در سطح کشور بود. الان یک چیز‌هایی شبیه به آموزش در کشور ما تعطیل شده است، در حالی که همه مربیان و ورزشکاران نیاز به آموزش دائمی دارند. ما در ۱۸۶ شهر کار آموزشی را انجام می‌دادیم که الان یا تعطیل شده یا به صورت سیستماتیک نیست و هر از گاهی انجام می‌شود.

یکی از انتقاد‌های اخیر شما درباره بخشی از نظرات احمد دنیامالی به عنوان وزیر ورزش و جوانان بود که گفته بود باید در المپیک این تعداد مدال بگیریم یا در بازی‌های آسیایی بعدی ۲۵ مدال طلا کسب کنیم که به نظر می‌رسد این اظهارات عدم نگاه کارشناسی به مقوله پیشرفت و توسعه است. چون رسیدن از نقطه‌ای به نقطه دیگر، نیاز به زمان و هزینه دارد. نظرتان در این باره چیست؟

من اکنون درست به خاطر ندارم که شخص دنیامالی چنین صحبتی را کرده یا نه، اما اظهارات مختلفی در این مورد انجام شده که ضرورتی ندارد. مثلاً در [المپیک ۲۰۲۸] لس‌آنجلس می‌خواهیم به دهن آمریکا بزنیم! یعنی چه؟ ورزش که این حرف‌ها را ندارد. بعد مثلاً یک کشوری مثل آنها [آمریکا] می‌آید ۳۰۰-۴۰۰ مدال می‌گیرد و ما با زور ۷-۸ یا ۱۰ مدال می‌گیریم. این حرف‌ها زائد است. البته کشور ما در زمینه‌های مختلف هم از حرف‌های زائد و لاطائلات‌گویی خالی نیست متأسفانه و آسیب بسیاری زیادی هم بابت این حرف‌های نامربوط زده شده است. اما اینکه بنده به عنوان رئیس جمهور کشور یا رهبر بگویم ما اراده کردیم تا المپیک لس‌آنجلس ۲۰ مدال یا ۱۰ مدال یا ۵ مدال کسب کنیم، این خارج از اراده است. برای بازی‌های المیپک باید یک برنامه ۱۲ ساله باشد، کمااینکه در انگلستان و استرالیا این کار انجام شد و آنها نتیجه گرفتند. مثلاً کودکی که اکنون ۶ ساله است، ۱۲ سال دیگر به سن ۱۸ رسیده و ۵ مدال طلا کسب می‌کند؛ مثلاً در شنا یا دوومیدانی. وقتی می‌خواهیم دستوری و اداری چنین حرف‌هایی را مطرح کنیم، مشخصاً خالی‌بندی است، خوب نیست. از طرف هرکسی که می‌خواهم باشد و من یادم نیست، اما حرف نادرستی است. ما نمی‌توانیم اراده کنیم، باید اقدام کنیم. کمااینکه الان هم هیچ برنامه و آینده‌نگری برای المپیک‌های بعدی نیست. ما باید از مدرسه شروع کنیم و چون از مدرسه شروع نمی‌کنیم، فقط دل‌مان به ستاره‌هایی خوش است که با استعداد زیاد خودشان را می‌توانند بالا بکشند. وگرنه ما روال کار را درست پیش‌بینی نکردیم.

یعنی، چون پرورش اصولی انجام نشده و این ورزشکاران با استعداد و تلاش مضاعف خودشان به این نقطه رسیده‌اند.

بله، به هر حال استعداد در کشور ما وجود دارد و زمینه‌های مربیگری در کشور ما هست. مثلاً فرض کنید هادی ساعی که دو مدال طلا و یک مدال برنز از المپیک‌ها گرفته، چطور به اینجا رسید؟ آیا با یک برنامه به اینجا رسید یا به دلیل سخت‌کوشی خودش بود؟ در کنارش هم یک مربی به نام استاد مهیمن و بعد تلاش‌هایی که خودش برای حفظ و نگهداری داشت، به این مدال‌ها رسید. ما نیامدیم یک سطح ۱۴ میلیونی دانش‌آموزی را برای این کار تجهیز کنیم و از آن سطح استعداد‌های درخشان را کشف کنیم و آنها بروند و در المیپک‌ها شرکت کنند.

ورزش آموزش و پرورش ما که اصل برنامه‌اش تربیتی است، موضوع تربیت را که اصلاً فراموش کرده و در موضوع ورزش هم به دلیل نداشتن امکانات، اهمیت ندادن به این موضوع و فقط انجام برخی شو‌ءها و مناسک ورزشی، تصور می‌کنند کاری انجام می‌دهند. هر وقت ما بتوانیم ورزش مدارس را آنطور که در فرانسه، آلمان یا ایتالیا هست پوشش بدهیم، می‌توانیم بگوییم در المپیک‌ها چطور می‌توان موفق شد.

یک دوره‌ای پیش از انقلاب و یک دوره هم پس از انقلاب قوت داشت و فعال بود.

هیچ وقت قوت نداشت و آن قوتی که شما می‌گویید، فقط برگزاری مسابقات است. مدرسه‌ای که استخر یا سالن ورزشی ندارد، مربی ورزش ندارد و فقط هفته‌ای دو ساعت ورزش در آن برگزار می‌شود، مگر می‌تواند ورزش کند؟ اینها لوازم ورزش است و ما هر وقت اینها را داشتیم، می‌توانیم درباره ورزش مدارس صحبت کنیم.

پس من باید اینطور سؤالم را اصلاح کنم که منظور از قوت همان برگزاری مسابقات بود که زمانی انجام می‌شد.

مسابقات گاهی یک دوره برگزاری المپیاد است که کم و بیش هست، اما اینها کاری که باید انجام شود، نیست. شما ممکن است هر سال المپیاد ورزشی برگزار کنید و یک تعدادی از بچه‌ها هم می‌آیند، اما بحث، بحث کل ورزش دانش‌آموزان کشور است. بچه‌ها که همینطور بازی می‌کنند، یک عده به این رشته می‌روند و یک عده به رشته دیگری و برخی هم پدرشان به یک رشته‌ای علاقه دارد و یک عده هم در کوچه و خیابان بازی می‌کنند. ما که بچه بودیم بیشتر در کوچه ورزش می‌کردیم، در مدرسه هم در حیاط مدرسه یک تور خوبی داشتیم، اما الان که مدارس آپارتمانی شده و اصلاً فضایی برای این کار ندارند و بنابراین اصل قضیه فراموش شده است.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here